تمام شب بحث کرند، خشم گرفتند، به نزاع درآمدند؛
با صداقت و پر شور کوشیدند سازشی بیابند،
یا نوعی جدایی، تحقیر کردند و یکدیگر را تحقیرکردند
-بهت زده-
بابت وقت تلف شده احساس تأسف کردند. در نهایت،
جامه هایشان را به دور افکندند
و به این ترتیب، با شکوه ، برهنه، پست شده و آسیب پذیر،
برجای ماندند. صبح می دمید.
از بام مقابل، دسته ای پرنده به پرواز در آ مد.
همچون قمار بازی که برگ های برنده قلابی اش را
سر انجام به زمین زند
به این ترتیب، بی دلیل و برهان، بی توجه و تضمین
روز با غرور شدید ناشی از اقدام از تپه ها سر می زد.
یانیس ریتسوس شاعر یونانی